فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

76

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

همايون بر سر دشمن ، عدو خاك عار بر سر ناموس خود بيخته رو بفرار آورد و پيش از آنكه صاعقهء تيغ جانسوز خاك وجود دشمن را بر باد فنا دهد فرار او گوييا مطلوب نيست و اين غايت شجاعتست كه وقت توجه بصوب دشمن خونخوار كه عدد او بىالباس ايشان از چهار صد هزار سوار مردان كار زيادت باشد و حالى تفأول بفرار او كنند و آنحضرت را از آن استنكاف باشد و محزون شود كه چرا قبل از هلاك او به تيغ چاكران اين آستان دولت فرار را پناه نجاة و رستگارى خود سازد و شايد كه عدم اختيار معنى دوم در بيت بواسطهء آن باشد كه هنوز خبر فرار او جزم نرسيده بود . فامّا شاعر در امثال اين خصوصا وقتى كه مقتضاى مقام تفأول باشد معذورست و نيز شايد كه ملهم غيب بر زبان او القا كرده باشد و درين صورت خود مآل به اين منجر شد زيرا كه بعد از شكست جانش سلطان كه از اركان عظيم سلاطين قزاق است و كشته شدن ولد او احمد سلطان ، برندق خان بىطلب انتقامى رو بجانب دشت خطا كرد و اين نزد مردم كار عين فرارست . ابيات چو با مرد هم چشم جنگى شدى * به او در مقام پلنگى شدى بشمشير اگر در نيايى به كار * فكندى به گردن همى طوق عار اگر پيش رفتى بزرگ و شهى * و گر ميگريزى كم از روبهى ذكر فوايد بيابان بخارا مدت چهارده روز در بيابان بخارا زمان سير موكب همايون و محل طلوع دولت روز افزون [ 32 ر ] حضرت خليفة الرحمان و امام الزمان بود ، درين بيابان اكثر اوقات عزّ مراكبت وقت ركوب و شرف مجالست هنگام جلوس حاصل بود هر روز چون وقت چاشت شدى و قرص خاور از طرف شرق در وسط قوس ارتفاع ايستادى قبضه گاه قوس ارتفاع نهادى [ كذا ] محلّ مرصع عقد فلك شدى و وسط